رنگ غزل   

باید از رنگ غزل

سکوت را فریاد کشید

چون موج از دریا گذشت

طو فان را در بند کشید

 

 

لینک
۱۳٩۱/٢/٢۳ - محمد کاظم همتی

   تصویر عشق   

تو با تموم قصه هات

تو با شعر و ترانه هات

منو به رویا می بری

منو به رویا می بری

وقتی که دلتنگم از عشق

من از جنون آدما

وقتی که خسته ام از این

گرد وغبار جاده ها

پناه می آرم به غزل

به خوندن ترانه ها

خالی می شم از بغض وکین

با تو می آم  تا انتها

با تو می آم تا انتها

تا انتهای عاشقی

عشق رو به تصویر میکشم

به سادگی به سادگی

 

لینک
۱۳٩۱/۱/۸ - محمد کاظم همتی

   غم   

اگر از غم جدا باشیم

رهایم در تن مرداب

سکوت ومرگ و خاموشی

رهایم در تن خواب

 

اگر از غم جدا باشیم

نداریم وحشت از فردا

تمام لحظه ها پوچ است

غزل معنا ندارد در نگاه ما

 

صدای تیشه فرهاد

نمیماند در تن تاریخ

نبود مجنون نبودلیلا

نمی شد عیسی به مصلوب میخ

 

تهی بود قلب ما از عشق

رها بودیم رها در باد

نبود روح در تن انسان

نبود گریه نبود فریاد

لینک
۱۳٩۱/۱/۳ - محمد کاظم همتی

   تندیس زیبایی   

        تندیس

طلوع کن از تن مشرق

توای خورشید اهورایی

مرا اتش بزن در  شب

توای تندیس رویایی

بسوزان تو مرا امشب

تودر اغوش سوزانت

بگیرم ازتن مهتاب

توبا گرمای پر شورت

 

طلوع کن  طلوع کن

طلوع کن  ای اهورایی

توای  خورشید رویایی

تو ای تندیس زیبای

به کام من بریز امشب

تو  می از ان تن گرمت

بشو ساقی من امشب

بسوزانم تو در بزمت

 

 

 

 

****************

سال نومبارک

 

 

لینک
۱۳٩٠/۱٢/٢٩ - محمد کاظم همتی

   نهنگ سفید   

اخرین روزهای سال نود رو به اتمام است سالی پر از کشاکش استرس وهیحان درگیرهاو 

تظاهرات های خیابانی از وال استریت امریکا تا خیابانهای لندن و دیگر کشورهای اروپایی

از سقوط و مرگ سرهنگ خود شیفته قذاافی تا کشتار مردم در خیابانهای یمن و بحرین 

سوریه و نکته تعجب بر انگیز خواب دیکتاتورها و پرورش رویاهای پوچ انان است که خود را 

در قالب انسانهای فهیم و طرفدار حقوق بشر نشان دادن 

اما ارزوهای ما بر دوش نهنگ سفید از امواج پر خروش دریاها از خط کشی مرزها

از باید نبایدها میگذرد تا خود را به ساحل ارامش و اسایش برساند

پس بیاید دست در دست هم بر روی ساحل شنی به انتظار و استقبال ارزوهای سپید 

خود از دست نهنگ دریای باشیم

 

                        سال نومبارک

                      هر روزتان   نوروز 

                          نوروزتان

                          پیروز

 

لینک
۱۳٩٠/۱٢/٢٢ - محمد کاظم همتی

   شب مهتاب   

باید مثل قرص مهتاب        پر بشیم از رنگ خورشید

بشینیم روموج دریا           نمونیم توفصل تردید

مثل قطره های بارون        بباریم روتن  باغچه

مثل شبنم ما بشینیم       لای گلبرگهای غنچه

 

باید مثل فصل فریاد           پر بشیم از ساز و اواز

بخونیم با هم ترانه           من وتو ای خوب هم راز    

 

 

در روزهای آینده این ترانه را به مقصد اصلی میر سانم 

به جای که خالی از سیاهی و تباهی باشد جای که 

آسمانی پر از ستاره  در کنار قرص مهتاب شب شاعرانه ی

را رقم خواهد زد شبی خاطره انگیز در کنار پرچین باغ

لابه لای گلهای رز مخملی

یک شب پر شکوه و عاشقانه

لینک
۱۳٩٠/۱٢/٧ - محمد کاظم همتی

   فیلمنامه کلاسیک   

 

دفتر تهیه کننده سینما - روز -داخلی

 

 

 

داخل دفتر تهیه کننده پشت میز کار خود نشسته و سیگاری بر لب دارد

 

این طرف میز فیلم نامه نویسمنتظر جواب تهیه کننده است

 

تهیه کننده دود سیگار خود را از بین لبهای خود به سمت فیلم نامه نویس

 

فوت میکند وبا خنده میگوید

 

 

 

تهیه کننده/ این مزخرفات چیه نوشتی یک مشت مزخرفات مرد حسابی

 

این خزبلات تو کت این جماعت نمی ره کسی بابت ابن دیالوگها و

 

صحنه ها صناری خرج نمی کنه

 

 

 

فیلم نامه نویس /جناب اقای ..... اما

 

 

 

تهیه کننده / اما نداره عزیز من گفتگو باید کرم داشته باشه باید یه

 

جورایی آدمهای این زمونه رو بخارونه مردم رو باید قلقلک بده

 

 

 

فیلم نامه نویس /اقای ..... داری سر به سر من می ذاری شایدم داری

 

باهام شوخی میکنی ... این یک کار کلاسیکه باور کن دیالوگها و

 

گفتگوهای این فیلم نامه رو با دقت و واسواس انتخاب کردم پشت

 

نقاب این دیالوگها هزاران مفهوم کلیدی نهفته این گفتگوها تصویر داره

 

مخاطب با اون هم دات پنداری میکنه

 

 

 

تهیه کننده / ببین من از میدان بار بلند نشدم بیام پشت این میز بشینم

 

دفتر دستک ساخت فیلم راه بیاندزم وفیگور تهیه کننده بگیرم

 

آقای محترم تصویر مصویر سیری چند مفهوم یعنی چی تو فکر میکنی

 

من گنج قارون دارم پول پای این چرت وپرتها بریزم

 

 

 

یه عمره تو این سینما سگ دو میزنی کجا رو گرفتی .چی داری تو این

 

اشفته بازار چی جمع کردی .فکر نکنم کسی برات تره خورد بکنه

 

 

 

یارو با یک چای تلخ و چیدمان چندتا کلمه دنبال هم راه صد ساله رو

 

یک شبه طی می کنه اما تو چی

 

 

 

فیلم نامه نویس / اما این اثار ماندگار نیست

 

 

 

تهیه کننده / مثل اینکه یاسین تو گوش خر می خونم من میگم نره

 

تو میگی بدوش بذار یک چیزی بهت نشون بدم شاید حالیت بشه

 

کجای کاری کجا داری زندگی میکنی

 

 

 

تهیه کننده از پشت میز بلند میشود به سمت درب اتاق میرود درب را

 

باز میکند با صدای بلند میگویید

 

 

 

تهیه کننده / اهای پسر خسرو

 

 

 

خسرو سریع خود را به دفتر تهیه کننده میرساند

 

 

 

خسرو /بله اقا فرمایشی داشتید

 

 

 

تهیه کننده اره بیا تو کارت دارم

 

 

 

تهبیه کننده به همراه خسرو وارد اتاق میشوند

 

 

 

تهیه کننده رو به فیلم نامه نویس میکند .

 

 

 

تهبه کننده /خوب به این یه علف بچه نگاه کن فکر میکنی چند وقته

 

تواین سینما جولان میده  هنوز یک قلوب خاک صحنه قورت نداده خسرو بگو

 

 

 

خسرو / اقا یک سالی میشه

 

 

 

تهیه کننده / شنیدی یک سال یک بیستم جنابعالی اما الان دو تا از

 

کار هاش در حال تولیده اما تو چی فیلم نامه بدست دفاتر سینمایی رو

 

گز میکنی از این دفتر به اون دفتر

 

 

 

نه اقا این کارها بدرد من نمی خوره بیا این آت آشغالت رو از رو میز

 

جمع کن .چون دوست دارم بهت یاد میدم چی بنویسی که خریدارداره

 

 

 

تهیه کننده برمی گردد رو به خسرو میکند

 

 

 

تهیه کننده / خسرو اوج دیالوگ فیلم نامت رو  که نوشتی با صدای بلند

 

بخون

 

 

 

خسرو . پسره عاشق شده شب می ره پشت پنجره خونه دختره

 

شروع میکنه به سوت زدن .پنچره باز میشه بجای دختره بابای

 

سبیل کلفتش سر بیرون میاره میگه

 

 

 

پدر دختر / مردیکه نره خر چته کاه و یونجت کم شده که این نصف

 

شبی داری عر عر میکنی

 

 

 

پسره اوضاع رو خیط می بینه با ترس ولرز میگه

 

 

 

پسره / نه اقا از اون بالا کفتر می اییه یه دونه ....

 

 

 

پدر دختره / مردیکه نفهم از اون بال نه نه ات داره میاد نه کفتر

 

 

 

پسر / من من کنان ببخشید اقا من فکر کردم کفتره

 

 

 

پدر دختره / بر گم شو حمال تا نیامدم جرت بدم

 

 

 

پسره دو تا پا داره دوتا دیگه قرض میکنه پا به فرار می ذاره

 

 

 

تهیه کننده به سمت فیلم نامه نویس میره تو چشم اون زل می زنه

 

 

 

تهیه کننده / این فروش داره مردم ما با این جملات و دیالوگها

 

حال میکنند نه با جملات کلاسیک ملاسیک ....بروچند تا

 

از این فیلم ها رو رو پرده سینما ببین چند تا ازاون دیالوگهای

 

مشتی مثل اون فیلم.... که پسر حاجی با محاسن مرتب داره

 

یه مشت لات ولوت رو برای جبهه گزینه میکنه بنویس. اوج

 

دیالوگ و نقطه عطف اون فیلم اینه

 

 

 

پسر حاجی / اومدین اینجا چکار

 

 

 

ملیجک تپول / اومدیم گزینه بشیم

 

 

 

پسر حاجی رو به اون یکی که معتاده میکنه

 

 

 

پسر حاجی / توهم اومدی که جبهه بری

 

 

 

شیره ای معتاد / ار...ه...... اومد......م برم بج ...نگم

 

 

 

پسر حاجی / تو

 

 

 

حاجی کار چاق کن همه فن حریف تپل

 

 

 

حاجی / تو بری جبهه بجنگی مردیکه مفنگی

 

 

 

معتاد / اره حا....ج...ی ...تو ..م نو ... گز...ینه ...کن

 

م.....ن....با سر..... می....رم ....تو.... مستراح.....

 

 

 

تهیه کننده / اینه اره این اوج فیلم نامه است برو برام از این

 

جملات بنویس مثل اون فیلم انتخاباتی که باز اون حاجی

 

همه کاره کاندید شده بود و هوادارش براش یکصدا دم

 

گرفته بودند .... عمرآ اگه لنگه شو پیدا کنید

 

 

 

فیلم نامه نویس از جای خود بلند می شود فیلم نامه رو از روی میز

 

تهیه کننده بر می دارد به سمت درب خروج میرود

 

تهیه کننده با صدای بلند .با  خنده میگویید

 

برو اون مغز شپشت رو بکار بانداز با دست پر برگرد

با چند تا از این فیلم نامه ها

گیشه رو فتح می کنم به فروش میلیاردی میرسم

لینک
۱۳٩٠/٦/۱٠ - محمد کاظم همتی

   beaumarchais   

    copyright  1893     by  i .h . b.spiers

    printed  in   usa

نمایشنامه  نویس فرانسوی 

کتاب در تاریخ 1893 در امریکا چاپ شده

لینک
۱۳٩٠/٥/۱٤ - محمد کاظم همتی

   خواننده   

فقط  صدای خوب شما راسوپر استار در موسیقی و خوانندگی نخواهد کرد

اگر حرفه ای هستید واحساس میکنید میتوانید در دنیای موسیقی حرفی برای گفتن

داشته باشید پیغام وشماره تلفن خود را برای من ایمیل کنید این یک فرا خوان برای

انتخاب یک خواننده برای یک گروه موسیقی پاپ است

لینک
۱۳٩٠/٤/۱٧ - محمد کاظم همتی

   نوروز نود   

نسیم بهاری درون کوچه های عاشقی وزیدن گرفت .عطر و شمیمم یزدان در نفس بهار هویداد شد.شاخه های خشک لباسی از شکوفه های رنگارنگ برتن پوشیدن

در هر کوی وبرزن تلاوت یا مقلب القلوب برگوش میرسد

نوروز دوباره میهمان دلها شد .

هر روزتان نوروز

نوروزتان پیروز

سلام دوستان

قطعه شعری در رده سنی کودک ونوجوان در باره هفت سین سرودم .که قبل از سال نو نتوانسم انرا به یک نشریه کودک ونوجوان برسانم .که انر به تمامی کودکان دیروز و کودکان ونوجوانان امروز در این سال نو هدیه می کنم

                        هفت سین

سفره هفت سین ما            نقشه ایران ماست

دو دریا پر ز ماهی               دوسمت سفره ماست

شمال سر زمینم               جنگل سبز و دریاست

جنوب ایران ما                  خلیج فارس زیباست

کویر لوت ایران                  همیشه پر ستاره ست

هویزه وسوسنگرد             یک دشت پر ز لاله ست

مشهد و قم و شیراز           سه شهر اسمانی ست

سه نور سبز توحید            سه قدسی زمینی ست 

امام مهربونی                   امام هشتم رضاست

امام با کرامت                   ضامن ایران ماست 

معصومه پاک و معصوم        با حرمی دلنواز

نور می پاشه تو ایران         شاه چراغ شیراز 

نصف جهان نشسته          توقلب سبز ایران 

اصفهان رنگا رنگ              با کاشیهای کاشان

نقل و نبات تبریز                شیرینهای یزدی  

قالی بافت کرمان                با نغمه های کردی 

جنوب گرم وبندر               شرجی و موج دریا 

صدای بوق کشتی            جزیر ه های زیبا

لر و بلوچ واذر                   ترکمن وگیلکی  

صدای صوت قران              حافظ وشعر سعدی

الوند دنا دماوند                 قشقایی و شاهسوند

رستم ارش شاهنامه          بیستون سر بلند

عرب و موج کارون              پل فلزی اهواز

پر شده تو کوچه ها             صدای ساز و اواز

سبز شده باز دوباره             هم سهند هم سبلان

شکوفه های رنگی              می خندند زیر باران

غرق سرور و شادیست        کشور ما ایران

میهمان ماست دوباره           نو روز و عید باستان

صدای توپ می پیچه            تودشت وکوه وصحرا

دور هفت سین نشستیم       من ومامان  وبابا

پدر مهربونم                       داره قران می خونه 

منو مادر می شماریم           سین ها رو دونه دونه 

سبزه سماق سمنو             سنجد و سیب وسرکه

ماهی سرخ وقرمز              اینه وسیر وسکه

سنبل و شمع و شمعدان     تپش نبض ساعت

حاجی فیروز میخونه            نوروزتان مبارک

                    نوروزتان مبارک

             

لینک
۱۳٩٠/۱/٢ - محمد کاظم همتی

*
*
*
*
*
*
*
Color
The #1 place for JavaScripts